یادداشت/ بهرام قربانپور
به گزارش دیار زیتون، بهرام قربانپور خبرنگار و فعال رسانه ای شهرستان رودبار در یادداشتی در راستای یادواره شهدای رستم آباد و حومه نوشت؛ روزی که دشمن حمله کرد، «انقلاب» نوزادِ خردسالی بود، شاید خیلی ها یادشان نباشد، شاید خیلی ها اصلاً «متولد» نشده بودند. آسمان به جای باران، بمب از چپ و راست می ...
تاریخ مخابره: یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶  |  زمان: ۱۷:۵۱ ب.ظ  | شماره خبر: 15506   

به گزارش دیار زیتون، بهرام قربانپور خبرنگار و فعال رسانه ای شهرستان رودبار در یادداشتی در راستای یادواره شهدای رستم آباد و حومه نوشت؛

روزی که دشمن حمله کرد، «انقلاب» نوزادِ خردسالی بود، شاید خیلی ها یادشان نباشد، شاید خیلی ها اصلاً «متولد» نشده بودند. آسمان به جای باران، بمب از چپ و راست می بارید، خرمشهر به خونین شهر تبدیل شده بود، مرزها بوی مرگ می داد، دشمن با تمام قوا آمده بود تا «خاک»، «ناموس»، «دین» و «ایمان» مان را با خاک یکسان کند، اما غیرت مردان و شیرزنانی بودند که به ندای ولی امرشان لبیک گفته و به پا خاستند. دلیرمردانی که به جای چسبیدن به «میز»، پا روی «مین» گذاشتند، تا شرف، حجاب، حیا، عفت و عزت ما، زیر تانک دشمن نرود. اگر چه سلاح پیشرفته ای نداشتند اما تقوا، ایمان و روحیه الهی شان، پشتوانه محکمی شد تا آرزوهای دشمن را بر باد دهند. مادرانی بودند و هستند که شاید آخرین باری که فرزندشان ر با آب، آیینه و قرآن بدرقه کردند، آخرین بدرقه شان بود و حتی عده ای از این مادران عزیز و صبور، درب خانه هایشان را بعد از گذشت ۴ دهه، باز می گذارند تا شاید فرزندشان از جبهه برگردد.

آهای مادرای امروز که رنگ گیسوانتان هزار رنگ شده و الگوی فرزندانتان هستید، مادران دیروز، تفنگ بدست، چادر به سر به دل دشمن می زدند، حالا چه شده که شما «ابزار» دشمن شده اید؟

آهای دخترای امروز، که با کشف حجاب، داعیه دار«دختران انقلاب» هستید، دختران واقعی انقلاب کسانی هستند که حسرت نوازش گرم دستان پدر شهیدشان تا ابد در دلشتان ماند.

زور، شکنجه و تیر و تفنگ نتوانست ایمان دختران دیروز را سست کند، زیر چکمه های سربازان دشمن له شدند و دست از چادر، حیا، عزت و عفتشان بر نداشتند، اما حالا چه شده که برخی دختران امروزی خودشان را مضحکه دشمن کرده و ندای «آزادی» سر می دهند؟ خواهر من که روسری ات را بر میداری، شهید حججی ها «سر» دادند، تا حجاب روسرت بماند.

برای شکل گیری، پیروزی و بقای این انقلاب عزیز، هزینه ها دادیم؛ انقلابی که اولین قطره خونش را فرزندی از «دیار زیتون» شهید حجت الاسلام سید یونس حسینی رودباری به زمین ریخت و در ادامه مسیر هم شهدای ارزشمندی تقدیم شد تا آوازه نهضت امام خمینی (ره) نه تنها در کشور، خاورمیانه بلکه به خاور دور دست بپیچد. امروز هم برای بقای نظام اسلامی و استمرار نهضت پیر جماران، «خون» ریخته می شود. شهدای مدافع حرمی نظیر شهید حججی ها، شهید نوری ها، شهید صفری ها، شهید کوچک زاده ها و امثالهم؛ رفتند و می روند تا »خیابانِ انقلاب» به دست نا اهلان نرسد.

یاد وصیت نامه شهیدی افتادم که در بخشی از وصیت نامه اش نوشته بود؛ «مادرم، خواهرم برای قامت چادرت، تمام «قامتم» را می دهم». کاش یادمان نرود که عده ای بی پدر شدند، بی دست و سر شدند و با خمپاره دفن سنگر شدند تا ما «چادر به سر» شویم.

تقدیم به مادران، خواهران و دختران شهدا گرانقدر.

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.

برچسب ها :

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.