نامه‌ای برای ۱۳ به در
به گزارش دیار زیتون به نقل از فارس، از زمان کودکی به خاطر داریم که سیزدهمین روز از نوروز را در خانه نبودیم و به همراه اعضای خانواده و فامیل این روز را به همراه سرو غذاهای مختلف و به‌رسم همیشه خوردن کاهو سکنجبین در دشت و جنگل و طبیعت گذراندیم. قدیم‌ترها به این روز ...
تاریخ مخابره: سه‌شنبه 2 آوریل 2019  |  زمان: 07:40 ق.ظ  | شماره خبر: 19015   

به گزارش دیار زیتون به نقل از فارس، از زمان کودکی به خاطر داریم که سیزدهمین روز از نوروز را در خانه نبودیم و به همراه اعضای خانواده و فامیل این روز را به همراه سرو غذاهای مختلف و به‌رسم همیشه خوردن کاهو سکنجبین در دشت و جنگل و طبیعت گذراندیم.

قدیم‌ترها به این روز ۱۳ به در می‌گفتیم و نه معنایش را می‌دانستیم و نه فلسفه‌اش را، یعنی چی ۱۳ به در؟ اصلاً چرا باید ۱۳ به در می‌شد؟ بزرگ‌تر که شدیم فهمیدیم سیزدهمین روز نوروز که مقارن با اتمام تعطیلات نوروزی است به اعتقادات گذشتگانمان روز بدشگونی بوده و برای از بین بردن این بدشگونی یا به اعتقاد برخی نحسی روز سیزدهم باید از منزل بیرون رفت و این روز را در خارج از منزل و خصوصاً در دیدنی‌ترین مناطق استان سپری کرد!

خب تا جایی که حافظه یاری می‌کند، این اصلاً نحس نبود، خیلی هم خوش می‌گذشت بهمان! یا به ما زیادی خوش گذشته یا واقعاً تفریح با اقوام آن‌هم در زیباترین مکان‌ها و خوردن رنگارنگ‌ترین غذاها لذت‌بخش‌ترین کاری بود که می‌شد در ۱۳ به در انجام داد!

خب شاید هم گذشتگان عزیز ما کاهلی داشته‌اند و به سبب اتمام تعطیلات نوروزی این ۱۳ بیچاره برایشان نحسی به بار می‌آورد که اگر از این حیث نگاه کنیم باهاشان شدیداً موافقم، آخر چه کسی بعد از ۱۳ روز بخور و خواب حال بیدار شدن سرصبح و سروکله زدن با ارباب‌رجوع و رئیس و همکار دارد، تازه فهمیدم تنبلی‌ام را از چه کسی ارث برده‌ام!

سیزدهم فروردین عزیز می‌شود کمی دیرتر بیایی؟ این حرف من نیست‌ها، خیلی‌ها تحمل دیدارت را ندارند، ببخشید که می‌گویند تو نحسی ولی خب هستی دیگر، فردایت روز آغاز و پایانی دردناک و غم‌انگیز است، روز پایان شادی‌ها و تعطیلات و بی‌برنامگی‌های عید است و آغاز سختی‌های کار و کوشش و شروع مدرسه و کار و دانشگاه، بیشتر که فکر می‌کنم می‌بینم نحسی به کنار، چقدر تو مفلوک و نفرت‌انگیزی چه جماعتی از تو دوری می‌کنند، حساب مدرسه‌ها را نکرده بودم چه بچه‌هایی که از تو بیزارند، واقعاً خجالت نمی‌کشی از این‌همه دلی که رنجاندی؟

۱۳ به در عزیز ناراحت نباش من کمی تو را دوست دارم، آخر وقتی می‌آیی خیلی به ما خوش می‌گذرد ولی از بس دوستت داریم می‌خواهیم زود نروی، رفتنت شروع بدبختی‌های ماست.

آخر میدانی، همه ما عادت داریم پیش از آغاز سال نو برنامه بلند بالایی برای خودمان بچینیم و برای هر ثانیه از عید نوروز کاری برای انجام دادن داریم، نمی‌دانم انگار می‌خواهد معجزه‌ای رخ دهد و روز به طرز معجزه‌آسایی بلند شود که می‌خواهیم در ۱۳ روز خودمان را برای کنکور آماده کنیم یا کارهایی را که یک سال نکرده‌ایم در ۱۳ روز به اتمام برسانیم؟ آخرش هم هیچ‌کدام که عملی نمی‌شود هیچ، تازه می‌فهمیم نصف بیشتر مهمانی‌ها و عید دیدنی‌هایمان را نرفتیم و به دلیل ضیق وقت ماراتون مهمانی‌هایمان را تا آخر فروردین هم ادامه می‌دهیم!

۱۳ به در عزیزم، روز طبیعت زیبا، نمی‌دانم امسال چه شده، ولی تو به خانه ما نیا لطفاً بگذار ما به دامان طبیعت بزنیم و مثل گذشته از بودن در طبیعت لذت ببریم، امسال طبیعتِ تو شروع کرده است به عید دیدنی، گویا کل طبیعت را می‌خواهی به خانه مردم روانه کنی! این بود قرار ما؟ رسم میزبانی را فراموش کردی؟

حالا از این گذشته ما یک نصف روز در خانه طبیعت می‌ماندیم، ۱۳ خودمان را به در می‌بردیم و برمی‌گشتیم و روزمان را از نو آغاز می‌کردیم تو ولی از روز نخست چتر محبت گسترانیدی و در خانه‌های هم‌وطنان ما ماندگار شدی، مگر این عید و این گرانی را ندیدی؟ نکند در طبیعت تو همه‌چیز مجانی است که فکر می‌کنی حال همه ما خوب است و باور نمی‌کنی که ما حتی در خوردن املت هم مشکل اقتصادی داریم، چون حتی قدرت خرید پیاز و گوجه و تخم‌مرغ را هم نداریم!

حالا که خانه‌هایمان را برهم زدی، عزیزانمان را دل‌آزرده کردی، عیدمان را زهرمار کردی، انتظار داری بیاییم در طبیعت و ۱۳ خودمان را خالی خالی به در کنیم؟ فکر نمی‌کنی بهتر است مثل هرسال زباله‌هایمان را در طبیعتت رها کنیم و حداقل انتقام کوچکی از تو بگیریم؟

راستی ببینم تقصیر تو بود که سیل خانه‌ها را ویران کرد یا …؟ هرچقدر فکر می‌کنم می‌بینم توی زبان‌بسته گناهی نداری، از کودکی فقط خاطره خوب از تو داریم، تو و طبیعتت همیشه شادمان کردید و وظیفه ماست که شعار #زمین_پاک را برایت عملی کنیم و قدردان این‌همه مهمان‌نوازی‌ات باشیم و تنبیهات و اعتراضاتمان را برای کسانی بگذرایم که با بی مسؤولیتی خودشان موجب شدند عید امسالمان بدون میوه و آجیل و سفرهای نوروزی برگزار شود، با بی‌خردی از خسارات سیلاب جلوگیری نکردند و به‌موقع درصحنه حاضر نشدند.

۱۳ به در عزیز ممنون که امسال آمدی، دیگر از تو ناراحت نیستم، چراکه امیدوارم پایان تعطیلات نوروز امسال برخی مسؤولان و مدیران را از سفرهای پرزرق‌وبرق نوروزی به شهرشان برگرداند تا به داد مردم سیل‌زده برسند

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.

برچسب ها :

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.